X
تبلیغات
آریـــــــــــــاچـــت

آریـــــــــــــاچـــت

چت رومی متفاوت برای تمام سنین و تمامی سلیقه ها



آریــــــــــــا چت در تاریخ 22/2/91روع به فعالیت کرد


امید است یه همت شما عزیزان محیطی پاک و سالم و مفریح


برای شما دوستداران دنیای مجازی فراهم کرد


به امیدخدا با معرفی اریا چت به دوستان خود /در شکوفاسازی 


چت روم سهیم باشید

مدیریت چت روم:مدیسا



4


 

نوشته شده توسط اریاچت در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 22:16 موضوع | لینک ثابت


شرایط ویزه برای ناظر شدن

با سلام

شرایط ناظری به شرح زیر است:


1-داشتن روابط خوب با کاربران


2-حضور روزی حداقل سه ساعت در روم برای ماه اول


3-تبلیغ برای اریا چت در سایر چت روم ها


4-معرفی 5کاربر به مدیران روم


6-سو استفاده نکردن از ستاره ناظری 


7-همکاری با مدیران و دیگر ناظران


---------------------------------------------------------

نکات مهم:

1-تا زمانی که 5کاربر به مدیران معرفی نکنید از دادن ستاره معذوریم


2- هر گونه تبلیغ در چت رومهای((کارون ، اهواز،پاداد)) موجب صلب امتیاز


شما/و اخراج شدن از روم میشود



مدیریت چت روم:مدیسا




 

نوشته شده توسط اریاچت در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 22:11 موضوع | لینک ثابت




❤❤چــ ــه قدر سختــ ـــــه❤❤

❤تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفته

❤به جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داده زل بزنی

❤و به جای اینکه لبریز کینه نفرت بشی

❤حس کنی هنوزم دوسش داری

❤❤چـ ـــه قدر سختــ ـــــه❤❤

❤ دلت بخواد سرتو باز به دیوار تکیه بدی

❤که یـک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له بشه

❤❤چــ ــه قدرسختـــــ ــــه❤❤

❤تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی

❤اما وقتی دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بهش بگی

❤❤چـ ــه قدر سختــــ ـــه ❤❤

❤وقتی پیشته سرتو بندازی پایین و آروم اشک بریزی

❤چون دلت براش تنگ شده

❤اما آروم اشکاتو پاکنی تا متوجه نشه...

❤چون حتما فکر می کنه دیوونه ای!

❤❤چــ ــه قدر سختــــ ـــــه ❤❤

❤وقتی پشتـت بهشـــــــــه

❤دونه های اشک صورتت رو خیس کنه

❤اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوسش داری

❤❤چـ ــه قدر سختـــــ ـــــه❤❤

❤گل آرزوهاتو تو باغ دیگران ببینی

❤ و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت زیر لب

❤آروم بگـــــــــی:



❤❤گــل مـــــ ــن! باغچـه نو مبــارکــــ ـــــ!!! ....❤❤


 

نوشته شده توسط اریاچت در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 22:25 موضوع | لینک ثابت




عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک


عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک


عشق گاهی ناودان گریه ی اشک بهار


عشق گاهی طعنه بر سرو است در بالای دار


عشق گاهی یک تلنگر بر زلال تنگ نور


پیچ و تاب ماهی اندیشه در ژرفای تور


عشق گاهی می رودآهسته تا عمق نگاه


همنشین خلوت غمگین آه


عشق گاهی شور رستن در گیاه


عشق گاهی غرقه ی خورشید در افسون ماه



عشق گاهی سوز هجران است در اندوه نی


رمز هوشیاریست در مستی می


عشق گاهی آبی نیلوفریست


قلک اندیشه ی سبز خیال کودکیست


عشق گاهی معجز قلب مریض


رویش سبزینه ای در برگ ریز


عشق گاهی شرم خورشید است در قاب غروب


روزه ای با قصد قربت ذکر بر لب پایکوب


عشق گاهی هق هق آرام اما بی صدا


اشک ریز ذکر محبوب است در پیش خدا



عشق گاهی طعم وصلت می دهد


مزه ی شیرین وحدت می دهد


عشق گاهی شوری هجران دوست


تلخی هرگز ندیدن های اوست


عشق گاهی یک سفر در شط شب


عشق پاورچین نجوای دو لب


عشق گاهی مشق های کودکیست


حس بودن با خدا در سادگیست


عشق گاهی کیمیای زندگیست


عشق در گل راز ناپژمردگیست



عشق گاهی هجرت از من تا ما شدن


عشق یعنی با تو بودن ما شدن



عشق گاهی بوی رفتن می دهد


صوت شبناک تو را سر می دهد


عشق گاهی نغمه ای در گوش شب


عادتی شیرین به نجوای دو لب


عشق گاهی می نشیند روی بام


گاه با صد میل می افتد به دام


عشق گاهی سر به روی شانه ای


اشک ریز آخر افسانه ای



عشق گاهی یک بغل دلواپسی


عطر مستی ساز شب بو اطلسی


عشق گاهی هم حکایت می کند


از جدایی ها شکایت می کند


عشق گاهی نو بهاری گاه پاییزی سرخ زرد!


گاه لبخندی به لب های تو گاهی کوه درد


عشق گاهی دست لرزان تو می گیرد درون دست خویش


گاه مکتوب تورا ناخوانده می داند زپیش


عشق گاهی راز پروانه است پیرامون شمع


گاه حس اوج تنهاییست در انبوه جمع



عشق گاهی بوی یاس رازقی


ساقدوش خانه ی بن بست یاد مادری


عشق گاهی هم خجالت می کشد


دستمال تر به پیشانی عالم می کشد


عشق گاهی ناقه ی اندیشه ها را پی کند


هفت منزل را تا رسیدن بی صبوری طی کند


عشق گاهی هم نجاتت می دهد


سیب در دستی و صاحبخانه راهت می دهد


عشق گاهی در عصا پنهان شود


گاه بر آتش گلستان می شود



عشق گاه رود را خواهد شکافت


فتنه ی نمرودیان زو رنگ باخت


عشق گاهی خارج از ادراک هاست


طعنه ی لولاک بر افلاک هاست


عشق گاهی استخوانی در گلوست


زخم مسماریست در پهلوی دوست


عشق گاهی ذکر محبوب است بر نی های تیز


گاه در چشمان مشکی اشک ریز


عشق گاهی خاطر فرهاد و شیرین می کند


گاه میل لیلی اش با جام مجنون می کند



عشق گاهی تاری یک آه بر آیینه ای


حسرت نا دیدن معشوق در آدینه ای




عشق گاهی موج دریا می شود


گاه با ساحل هم آوا می شود


عشق گاهی چاه را منزل کند




یوسفین دل را مطاع دل کند


عشق گاهی هم به خون آغشته شد


با شقایق ها نشست و هم نشین لاله شد




عشق گاهی در فنا معنا شود


واژگان دفتر کشف و تمناها شود


عشق را گو هرچه می خواهد شود


با تو اما عشق پیدا می شود


بی تو اما عشق کی معنا شود؟


 

نوشته شده توسط اریاچت در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 22:22 موضوع | لینک ثابت



با تو خاطرات عشق را ورق خواهم زد

با تو خواهم ماند

با تو چون تو تک ستاره آرزو هایمی

می خواهم فریاد را در لحظه تنهایی ام بشنوی

فریاد ی از سکوت

می خواهد بگوید

اما نمی تواند

چشمان تو اجازه نمیدهد چون لحظه دیدار اشک

حسرت بر گونه هر دویمان جاری می شود.....

 


 

نوشته شده توسط اریاچت در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 22:18 موضوع | لینک ثابت